تبليغاتX
به زندگی لبخند بزن

 از همان ابتدای خلقت، دو نیروی ظاهری و باطنی در درون انسان، صف‏آرایی كرده، سعی كردند تا قلب انسان را تسخیر كنند و برای این منظور، شیطان و نفس اماره، در مقابل پیامبران الهی و عقل قرار گرفتند. حال اگر این انسان، در مقابل خداوند متعال، خاضع و خاشع شده و به معرفت و بصیرت برسد و تنها خدا را پرستش كند، بر فرشتگان (كه كاری جز خیر و نور نمی‏توانند انجام دهند)، برتری دارد.

معرفت و بصیرت در منابع روایی ما، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و یك ساعت تفكر در آفریده‏های خداوند، آینده جهان و فرجام انسان، می‏تواند فكر آدمی را تصحیح كرده، او را به راه راست رهنمون سازد و از هفتاد سال عبادت، برتر خواهد بود. این معرفت، همان «چشم دل» است؛ یعنی شخص با چشم حقیقت‏بین، به طبیعت و اطراف خود نگاه می‏كند؛ نعمتی كه در درون همه انسان‏ها به ودیعت گذارده شده و تنها غفلت و توجه به جنبه‏های خاكی و طبیعی، چشم باطنی را ضعیف و كم سو ساخته است و تنها با اعتقاد راسخ و عمل صالح است كه چشم حقیقت‏بین، فعال و احیا می‏شود.

 در روایاتی از حضرت علی علیه‏السلام:

«كم‏سخنی و گزیده‏گویی»3، «ملازمت با حق»،3 «استقامت در دین»،3 «همنشینی با نیكان»،3 «عمل صالح»، 3«مدارا با مردم»، 3«صدق و دوستی»، 3«ادب ورزیدن»، 3«عفت ورزیدن»3، «عفو و گذشت كردن از مردم»،3 «تجاهل نسبت به خطاهای مردم»3، «زهد ورزیدن در دنیا»3، «موقع سكوت ذكر گفتن»،3 «اخلاص در عمل داشتن» 3و «جدال نكردن»،3 از نشانه‏های عقل و بصیرت شمرده شده‏اند.3

در قرآن مجید، چنین آمده است:

«هر كس تقوا پیشه كند، خداوند به او فرقان (قدرت تشخیص بین حق و باطل) عطا می‏كند» (انفال/۲۹)3

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 1:39

  آشنایی با چهل گناه زبان

 

۱_دروغ گفتن.۲_تهمت زدن.۳_طعنه زدن.۴_زخم زبان.۵_عیب جویی دیگران.۶_آبروریزی.۷_دل شکستن.۸_تقلید صدای کسی برای تمسخر.۹_سرزنش.۱۰_کبر در گفتار.۱۱_نهی از معروف.۱۲_بدعت در دین.۱۳_حکم نا حق.۱۴_قسم دورغ.۱۵_رنجاندن مومن.۱۶_اظهار حسد و بخل.۱۷_بد خلقی.۱۸-خشونت در گفتار.۱۹_بد زبانی در معاشرت با مردم.۲۰_تصدیق کفر و شرک.۲۱_غیبت کردن .۲۲-فحش و ناسزا گفتن.۲۳_مسخره کردن.۲۴_سخن چینی.۲۵_شایعه پراکنی.۲۶_نا امید کردن مردم.۲۷ـ به نام بد صدا کردن.۲۸_شوخی با نامحرم.۲۹_تملق و چاپلوسی.۳۰_ریا در گفتار.۳۱_امر به منکر.۳۲_فاش کردن اسرار مردم.۳۳_تحریف مسایل دینی.۳۴_شهادت نا حق.۳۵_خبری را ندانسته گفتن.۳۶_مزاح زیاد.۳۷_با مکر و حیله سخن گفتن.۳۸_فریاد زدن بیجا.۳۹_وعده ی دورغ.۴۰_لعنت کردن مردم(بجز دشمنان خدا و پیامبر)

 

                                             

کم گوی و گزیده گوی چون در               کز اندک تو جهان شود پر

لاف از سخن چو در توان زد                آن خشت بود که پر توان زد

 

htbbr6                       

             

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 21:0 |

 

راه علی (ع) راه حق است

 

شقی من خالفکم و سعد من اطاعکم

 

            السلام علیک یا فاطمه الزهرا

 

* * * * *

اولیای خدا نه از گناهانشان، كه از ذكر و عبادتشان نیز به درگاه خداوند استغفار می‌كنند. ما هم باید از خدا بخواهیم به ما توفیق دهد گاهی به آنها شباهتی پیدا كنیم. تشیّع و پیروی كردن از اهل بیت علیهم‌السلام یعنی این كه انسان سعی كند شباهتی به آنها پیدا كند. حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید:

«بدانید كه شما قدرت آن را ندارید (كه مثل من باشید) ولی با اجتناب از محارم، كوشش، پاك دامنی و خود نگهداری مرا یاری رسانید»

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:44 |

                         
سلسه مباحث ( کلام امیر کلام) به شرح و توضیح برخی از سخنان برگزیده علی علیه السلام می پردازد.

اللّه اللّه فی القران لایَسْبِقُكُم بالعَمَل به غَیرُكُم

خدا را، خدا را در نظر بگیرید در مورد قرآن! مبادا دیگران در عمل به آن از شما پیشی گیرند!

علی علیه السلام با یك‌ كلام كوتاه نتیجه همه آنچه را در طول عمر پربركتش درباره قرآن مطرح كرده است، یادآوری می‌نماید. قرآن از دیدگاه ایشان اقیانوسی عمیق‌ از معرفت و حكمت است كه برای دعوت انسان به هدایت كافی است. قرآن نوری است برای كسی كه هدایت جو باشد، راهنمایی است كه راهنمایی خود را با هوس و شبهه نمی‌آمیزد، ریسمان محكم پیوند انسان با خالق‌ است، سرچشمه‌های علم و آگاهی، راه راست است و برترین هدایت كننده، از دو هدایت كننده بزرگ.

قرآن «ثقل اكبر» است كه هرگز از «اهل بیت» جداشدنی نیست، اگر كسی به «اهل بیت» تمسك‌ جوید، آنان او را به «قرآن» دعوت می‌كنند و اگر به «قرآن» تمسك‌ جوید، قرآن وی را به اطاعت و پیروی از «اهل بیت» ارجاع می‌دهد. هیچ كسی لحظه‌ای را با قرآن سپری نمی‌كند مگر آنكه یك‌ گام در هدایت، پیشتر رفته و یك‌ گام از نقصان و كمبودش جبران شده است.

علی علیه‌السلام راه حل مشكل جامعه را در «عمل به قرآن» می‌داند و هشدار داده است كه مبادا دیگران با عمل به محتوای قرآن، بر شما پیشی گیرند.

از منظر علی علیه‌السلام قرآن كتابی است كه كسی با تمسك‌ بدان و اُنس با آن، نیازمند به هدایت دیگری نیست. كسانی كه «اهل قرآن» اند، درحقیقت «اهل اللّه»‌اند و بندگان خالص خدایند. قرآن، كلام خدا است و هیچ كلامی، با آن همانند نیست: تنها مجموعه وحی الهی كه كلام و سخن مستقیم خداوند متعال است و رشته پیوندِ معرفتی و هدایتی مستقیم بین انسان و خدا!

قرآن را باید خواند و خوب و زیاد هم باید خواند و با تدبّر و تامل هم باید فهمید، اما برتر از خواندن و فهمیدن، قرآن را باید عمل كرد. قرآن، نسخه شفابخش همه دردهای درونی و بیرونی انسان است، درمان همه دردهای بی درمان فردی و اجتماعی است، راه گشای همه بن بست‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، تربیتی و اخلاقی است، راهنمای سیر و سلوك‌ در عوالم هستی و راهبر انسان به سوی مبدا عالم وجود است...

       

قرآن سخن خدا است با انسان! و چه كلامی شیرین‌تر از كلامی كه معشوق‌ با عاشق ‌در میان نهد؟ كلام محبوب، خود داروی دردهای حبیب است! و قرآن كریم، «حبل الله» است و ریسمان محكم الهی! باید بدان تمسك‌ جُست، و «تمسك» یعنی گرفتن و خود را به آن متصل كردن و اگر پیوند انسان با خدا محكم شود، بدیهی است كه بادهای مخالف‌ و گرد وخاك‌های شبهه و انحراف‌، نمی‌تواند انسان را از راه راست باز دارد. بدون تمسك به قرآن، چه ثباتی برای انسان حاصل می‌شود؟ از چه راهی میتوان راه‌ سعادت را بازیافت؟ قرآن، راهنمای هدایت بشریت و چراغ فروزان سعادت است.

علی علیه‌السلام چون با نگاه الهی خود آینده ناخوشایند مسلمانان را ـ كه ناشی از جداشدن و فاصله گرفتن با قرآن است ـ مشاهده می‌كند، هشدار می‌دهد كه «مبادا دیگران در عمل به قرآن بر شما پیشی گیرند». «دیگران» یعنی غیرمسلمانان! و علی علیه‌السلام می‌بیند كه زمانی فرا می‌رسد كه از قرآن جز نوشته آن و از اسلام جز نام آن و از مساجد جز بنای زیبای آن، باقی نمی‌ماند!!

قرآن، نسخه شفابخش همه دردهای درونی و بیرونی انسان است، درمان همه دردهای بی درمان فردی و اجتماعی است،

قرآنی كه باید برنامه زندگی باشد، اسلامی كه باید روح فرد و جامعه اسلامی باشد و مساجدی كه باید مراكز هدایت و تزكیه باشند، از محتوای اصلی خود دور می‌شود و ریشه همه اشكالات و مشكلات مسلمانان، در همین نكته است!

امام علی علیه‌السلام چنین زمانی را از فاصله سده‌ها و هزاره‌ها می‌بیند و در بستر شهادت، دغدغه هدایت و سعادت مسلمانان، او را وا می‌دارد كه خدا را شاهد بگیرد و قرآن او را مورد سفارش قرار دهد.

                                      

از نگاه علی علیه‌السلام، قرآن برای «عمل» است، گرچه تلاوت و تدبر آن را هم سفارش كرده است، ولی معلوم است كه بدون خواندن و بدون فهمیدن، نمیتوان به قرآن عمل كرد. چه كسانی باید به قرآن عمل كنند؟ همه مسلمانان مخاطب این كلام علی علیه‌السلام هستند. هرمسلمانی وظیفه دارد كه قرآن را بخواند، بفهمد و عمل كند.

علی علیه‌السلام راه حل مشكل جامعه را در «عمل به قرآن» می‌داند، و هشدار داده است كه مبادا دیگران با عمل به مضمون و محتوای قرآن، بر شما پیشی گیرند. آیا پیشی گرفتن دیگران را در بكاربستن اصول كلّی و راهبردی قرآن كریم ـ حداقل در عرصه مسائل و موضوعات اجتماعی ـ نمی‌بینیم؟


منبع:

ذوعلم، علی، کتاب چهل گام، با اندکی تصرف

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:27 |

 

دلیل دعا كردن براى‏سلامتى‏امام عصر چیست؟ در حالى‏كه خداى‏منان اراده دارد ایشان زنده و سلامت بمانند، آیا اصلا امكان دارد آن وجود مبارك دچار كسالت شوند؟

* * * * * * * *

امام زمان

دعا از هر حیث مخصوصاً براى‏سلامتى‏امام زمان علیه السلام آثار و بركات فراوانى دارد كه برخى عبارتند از:

  • دعا نشان‏گر علاقه و محبت مسلمانان به ایشان است.

اگر چه دوستى‏تمام ائمه معصومین‏علیهم‏السلام بخشى‏از ایمان و شرط قبولى‏اعمال است، در عین حال دعا كردن در حق امام زمان علیه السلام موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان مى‏گردد.

  • دعا اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتواى‏پیمان با آن حضرت را دین دارى، شریعت محورى‏و تصمیم قلبى‏بر اطاعت امر امام‏علیه‏السلام و یارى‏رساندن او با نثار جان و مال تشكیل مى‏دهد.

تجدید بیعت با آن حضرت علیه‏السلام كارى است كه بعد از هر نماز از نمازهاى پنجگانه یا در هر روز و یا در هر جمعه انجام آن مستحب است. هر روز بعد از نماز صبح، دعاهایى‏كه مربوط به وجود مبارك امام عصر علیه السلام است، خوانده شود، بسیار مفید و مؤثر خواهد بود.

دعاى‏شریف «اللهم بلغ مولاى‏صاحب الزمان صلوات الله علیه عن جمیع المؤمنین...» و نیز «دعاى‏عهد» شاهدى‏ براى‏این سخن است.

  • دعا سبب زنده نگه داشتن یاد امام غایب در دل منتظران مى‏گردد. یاد امام زمان علیه السلام توجه به ارزش هاى‏ دین و اصول اخلاقى را در دل‏ها زنده مى‏كند و غفلت از یاد امام، یكى‏از دلایل عمده پژمردگى‏و سستى‏ارزش هاى الهى ‏و انسانى ‏در جوامع اسلامى است.

دلت گر كه یك لحظه غافل نشیند                خدنگ بلا بر دل دل نشیند

ممكن است ایشان نیز مریض شوند و دچار كسالت گردند و از این نظر دعاى‏ما براى‏سلامتى‏حضرت و حفظ ایشان از این آفات و حوادث، بدون شك در سلامتى ‏وجود آن عزیز عالم وجود و آخرین دُرّ صدف امامت و ولایت، مؤثر و مفید است.

  • كسى‏كه سلامتى‏امام زمانش برایش مهم است، مسلما آزردن آن حضرت برایش سخت است؛ در نتیجه دعا براى‏سلامتى‏ آن حضرت، انسان را به انجام كارهایى‏ وامى‏دارد كه موجب خشنودى‏آن حضرت و در نتیجه سبب رسیدن به مقام رضوان الهى‏مى‏گردد.
  • دعا بسیار مؤثر است و موجب فرج آن حضرت و نیز فرج و گشایش در زندگى‏مؤمنان مى‏شود.
  • دعا موجب قرب الهى‏است. مثلا زیارت آل یاسین كه از جهات مختلف محتوایى عمیق دارد، بسیار مورد تأكید و سفارش قرار گرفته است. این زیارت از ابتدا تا انتها، دعاى براى سلامتى، تندرستى و بهروزى امام زمان علیه السلام است؛ «السلام علیك یا خلیفه الله و ناصر حقه... السلام علیك حین تصبح و تمسى، السلام علیك فى‏الیل اذا یغشى‏و النهار اذا تجلى... السلام علیك بجوامع السلام...؛ سلام بر تو اى جانشین خدا و یارى كننده حق... درود و سلام بر تو هنگامى كه صبح و شام كنى، درود و تهیت الهى‏بر تو در شب كه همه جا را فراگیرد و در روز، در وقتى‏كه نور دهد (یعنى‏سلام بر تو در هر صبح و شام)...، درود بر تو درودى‏همه جانبه...».

در دعاى بعد از این زیارت نیز معانى بلندى نهفته است؛ مانند: خدایا امام زمان علیه السلام را از شر هر متجاوز و سركشى‏و از شر همه خلق خود پناه ده و او را از حوادث یومیه، از پیش رو و از پشت سر و از طرف چپ، حفظ و نگه‏دارى‏كن و از این كه آسیب و گزندى به او برسد، جلوگیرى‏كن و در خصوص او، رسولت و خاندان رسولت را حفظ نما و به دست مباركش عدل و داد را پدیدار نما!

«اللهم اعذه من شر كل باغ و طاغ و من شر جمیع خلقك و احفظه من بین یدیه و من خلقه و عن یمینه و عن شماله و احرسه و امنعه من ان یوصل الیه بسوء واحفظ فیه رسولك و آل رسولك واظهر به العدل...»

دعا كردن براى‏سلامتى‏و فرج آن حضرت، اطاعت از امر خداوند و نیز اهل بیت پیامبر اكرم‏صلى الله علیه و آله است.

                                          

آخرین نكته این است كه هر چند طبق وعده الهى‏حضرت زنده و باقى‏هستند تا زمانى‏كه پرچم توحید و عدل را در همه جهان به اهتزاز درآورند، ولى‏بالاخره بشر هستند و در معرض آفات جسمانى‏و بلاهاى طبیعى و ممكن است مریض شوند و دچار كسالت گردند و از این نظر دعاى‏ما براى‏سلامتى‏حضرت و حفظ ایشان از این آفات و حوادث، بدون شك در سلامتى‏وجود آن عزیز عالم وجود و آخرین دُرّ صدف امامت و ولایت، مؤثر و مفید است.


منبع:

نشریه پرسمان، شماره 20 - اردیبهشت 1383، با اندکی تصرف.

 

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 3:22 |

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال


سلام  دوستان محترم

سال نوی همتون مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک.

از همه دوستانی که تو قسمت نظرات  عید رو بهم تبریک گفتن تشکر می کنم. اون موقع نبودم که منم بهشون عیدو تبریک بگم.

هر روز که در آن روز گناهی انجام نشود عید است.

امسال که عید نوروز هم با عید میلاد پیامبر صلح و مهربانی (ص) و امام صادق (ع) همراه شد.

چه بهار زیبایی ....

کاش ما هم زیبا زندگی کنیم

و دل از کینه ها پاک کنیم

این متنو  یه نفر تو قسمت نظرات وبلاگ نوشته بود با تشکر از ایشون ، اینجا می یارم:

سین اول سلام؛

سلام به بهار و باران و یاران، سلام به پاکی چشمه‌ساران

سین دوم سحر؛
سحر که مرغ می‌خواند، سحر که آوازش را سپیدار بیدار می‌داند

سین سوم، سادگی؛
ساده باشیم مثل بنفشه کنار جوی با پاکی هم‌کاسه باشیم

سین چهارم، سرود؛
سرود شقایق و شعر و شور، سرود پرواز به دور

سین پنجم، سپید؛
دست‌مان سپید، قلب‌مان سپید، مثل پرنده‌ای که به آسمان پرید

سین ششم، سفر؛
سفر کنیم با سیمرغ و صبح و شکوفه‌ی سیب، به سرزمین آب و نسترن و نی

سین هفتم، سلام؛
دوباره سلام، سلام به صبح و سپیده و سحر، سلام به پرواز و پر

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 3:13 |

 

سجده ی خورشید

          تقدیم به روح پاک شهیدان

روزی که خون سرخت در دشت عشق جوشید

بر زخم شانه هایت می کرد سجده خورشید

روزی که در میان آتش نماز خواندی

صد چشمه از حضورت در هر کران خروشید

وقتی وصیتت را با خون دل نوشتی

فریاد یا حسینت در حجم شهر پیچید

پیشانی بلندت در سجده های ممتد

صدها نشان روشن از رحمت خدا دید

شب ها کنار سنگر اشک و نیاز و خواهش

بر گونه های گرمت تا صبح جبهه پاشید

بر فامت بلندت گویی خدای عالم

تن پوشی از شهادت از جنس نور پاشید

این تنگ تنگ دنیا جایت نبود آری

کردی سفر در اوج دریای عشق جاوید

پروانه ای شدی تو بر گرد شمع هستی

پروانه ای که از هیچ فانی شدن نترسید

مریم میری

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 3:3 |

     حکایت آن مسافر

ده روز پیش از روزی که در تقویم ها و کتاب های تاریخی روز رسمی پیروزی انقلاب اسلامی ایران شناخته شود روز دیگری هست که اولین نشانه ی تغییر فصل را در خود دارد.

12 بهمن روز بازگشت پیر بزرگ است. بازگشت کسی که از ایران تبعید شد تا ماجرای انقلاب اسلامی اتفاق نیفتد، سنگ اول بنای انقلاب بود.

در روز هایی که زمزمه بازگشتش خانه به خانه منتقل می شد و در زمانی که آتش پنهان در سینه مردم آماده سوزاندن باورهای کهنه بود ، همه در انتظار روزی بودند که نشستن یک هواپیما و پیاده شدن یک مسافر تکلیف خیلی از ماجراهای دیگر را روشن کند.

حکایت آن روز ، آن هواپیما و آن مسافر، حکایت بازگشت مردی بود که می آمد تا آتش انقلاب از ورای افکار قدیمی زبانه بکشد. مردی که می آمد تا سربازان دلیرش آزادی را فریاد کنند.همان مردی که سال ها پیش ، وقتی به ظاهر از خانه دورش می کردند و از او پرسیده بودند که سربازانت کجا هستند ، پاسخ داده بود که سربازان من در گهواره هستند.

سال ها گذشت و کودکان سال های سیاه استبداد در خانه هایی بزرگ شدند که پذیرای سخنان او حتی از تبعید بودند. آن ها که نقش دور کردن او را از مردم طراحی کردند می پنداشتند که این کار قدرت او را کاهش خواهد داد و دیگر سخنان او به گوش کسی نخواهد رسید ؛ اما آتش کلماتش از مرزها می گذشت و به ایران می رسید.

آن آتش پس از آن که خانه به خانه و سینه به سینه انتقال می یافت ، داغ تر می شد تا آتشفشان انقلاب آماده ی فوران شود. بازگشت او حلقه اول طوفان آتش بود و حلقه دوم حضور مدم ، که با پیشواز خود فریاد می زدند آزادی آتش نهفته را .

                     

روز بازگشت پیر بزرگ بود. روز بازگشت قدرت واقعی که به مردم تعلق داشت . روز حضور مردمی بود که به استقبال قاصد آزادی می آمدند تا او را در حلقه ی اشتیاق به خانه ی قلب خود ببرند. روز آغاز دورانی دیگر بود. روز بازگشتی که با آن مردم باور کردند که روز پیروزی انقلاب نزدیک است.

 

                   
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 22:52 |

السلام علی الحسین

و علی علی بن الحسین

و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین

   

سلام من به محرم،

به پرچم غم زهرا،

سلام من به محرم

به ناز اشك اباالفضل

به آن دو دست قشنگ و

به زخم مشك اباالفضل

 

صاحب کتا ب "درالثمین " روایت کرده که حضرت آدم در پایه ی عرش اسماء پیامبر و ائمه را دید پس جبرئیل به او تلقین نمود که بگو : یا حمید بحق محمد یا عالی بحق علی یا فاطر بحق فاطمه یا محسن بحق الحسن و الحسین و منک الحسان.

چون نام امام حسین (ع) را بر زبان جاری کرد ، اشکش جاری شد و قلبش شکست و گفت: ای برادر ای جبرئیل ؛ چرا در یاد کردن پنجمی ، قلبم شکست و اشکم جاری می شو د ؟

جبرئیل عرض کرد : این فرزند تو به مصیبتی مبتلا می شود که همه ی مصیبت ها در مقابل آن کوچک است.

فرمود: ای برادر چه مصیبتی؟

جبرئیل پاسخ داد: یقتل غریبا وحیدا فریدا ، لیس له ناصر و معین.

با لب تشنه غریب و بی کس کشته می شود ، و برای او هیچ یاور و معینی نباشد.

 

  بوی بهشت می وزد از کربلای تو ای گشته باد جان دو عالم فدای تو

                           برخیز و باد بر سر نی آیه ای بخوان ای من فدای آن سر از تن جدای تو

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 1:14 |

سلام  امیدوارم حال همتون خوب خوب باشه 

امروز داشتم دنبال موضوع یه خوب می گشتم که کتاب بسیار زیبای نهج البلاغه رو دیدم و تصمیم گرفتم از  این کتاب ارزشمند براتون مطلب بنویسم تا شما هم اگه این کتاب رو نخوندین بیشتر باهاش آشنا بشید و اون رو مطالعه کنید .راستی از تمام عزیزانی که بهم نظر دادن تشکر می کنم و براشون آرزوی موفقیت دارم.                       

با مردم آنگونه معاشرت کنید که اگر مردید بر شما اشک بریزند و اگر زنده ماندید با اشتیاق سوی شما آیند.

ناتوان ترین مردم کسی است که در دوست یابی ناتوان است و از او ناتوان تر آن که دوستان خود را از دست بدهد.

کسی را که نزدیکانش واگذارند بیگانه او را پذیرا می گردد.

 به فرزندش امام حسن (ع) فرمود: پسرم چهار چیز از من یاد گیر و چهار چیز به خاطر بسپار که تا به آن ها عمل کنی زیان نبینی:

۱ـ همانا ارزشمند ترین بی نیازی عقل است. ۲ـ و بزرگترین فقر بی خردی است ۳ـ و ترسناک ترین تنهایی خود پسندی است ۴ـ و گرامی ترین ارزش خانوادگی اخلاق نیکوست.               

عمل مستحب انسان را به خدا نزدیک نمی گرداند ،اگر به واجب زیان رساند.

گناهی که تو را پشیمان کند ، بهتر از کار نیکی است که تو را به خود پسندی وا دارد.

چون تو را ستودند ، بهتر از آنان ستایش کن ، و چون به تو احسان کردند ، بیشتر از آن ببخش. به هر حال پاداش بیشتر از  آن آغاز کننده است.

                              

                  

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 22:21 |

explorer blog